الشيخ السبحاني

70

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى )

ابو طالب ، روى عللى با افتخار ، سرپرستى پيامبر صلى الله عليه و آله را بر عهده گرفت . زيرا ابو طالب با عبد اللَّه ، پدر « محمد » ، از يك مادر بودند « 1 » ، و شخصيتى بود معروف به سخاوت و نيكوكارى . از اين لحاظ ، « عبد المطلب » او را براى نگاهدارىِ نوهء ارجمند خود برگزيد . سطور طلائى تاريخ ، شاهد خدمات گرانبهاى او است كه تدريجاً گفته خواهد شد . سفرى به سوى شام بازرگانان « قريش » ، طبق معمول ، هر سال يك بار به سوى شام مىرفتند . « ابو طالب » تصميم گرفته بود كه در سفر سالانهء « قريش » شركت كند ؛ و مشكل برادرزادهء خود را كه آنى او را از خود جدا نمىكرد ، چنين حل كرد كه او را در « مكه » بگذارد و عده‌اى را براى حفاظت او بگمارد ، ولى موقع حركت كاروان ، اشك در چشمان محمد صلى الله عليه و آله حلقه زد ، و جدائى سرپرست خود را سخت شمرد . سيماى غمگين محمد ، طوفانى از احساسات در دل ابو طالب پديد آورد ؛ به گونه‌اى كه ناچار شد ، تن به مشقت بدهد ، و محمد صلى الله عليه و آله را همراه خود ببرد . « 2 » مسافرت پيامبر صلى الله عليه و آله در سن دوازده سالگى ، از سفرهاى شيرين او به شمار مىرود زيرا در اين سفر ، از « مدين » و « وادى القرى » و « ديار ثمود » ، عبور كرد و از مناظر زيباى طبيعى سرزمين شام ديدن به عمل آورد . هنوز كاروان « قريش » ، به مقصد نرسيده بود كه در نقطه‌اى به نام « بصرى » ، جريانى پيش آمد و تا حدى برنامهء مسافرت ابو طالب را دگرگون ساخت . اينك تفصيل آن جريان . ساليان درازى بود كه راهبى مسيحى ، به نام « بَحِيرا » ، در سرزمين بُصرى در صومعهء مخصوص خود مشغول عبادت و مورد احترام مسيحيان آن حدود بود . كاروان‌هاى تجارتى ، در مسير خود در آن نقطه توقف مىكردند و براى تبرّك به

--> ( 1 ) . « سيرهء ابن هشام » ، ج 1 / 179 . ( 2 ) . ابو طالب در اشعار خود سرگذشت اين سفر را نقل كرده است به تاريخ ابن عساكر ج 1 ص 269 - 272 و ديوان ابو طالب ص 33 - 35 مراجعه بفرماييد .